باورهایم مرده اند!
و این وبلاگ دیگر به روز نخواهد شد!
خداحافظ!
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته
همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.
(مجمع الزوائد علامه هیثمى ، ج 9 ، ص 132)
و بعد..
من دیده ام سکوت می کنی و بعد...
من دیده ام که اخم می کنی و بعد...
من دیده ام که قهر می کنی و بعد...
...
من دیده ام که پائیز می شود!
امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.
(اصول کافى، ج 3، ص 268)
سکوت
آسمان قریه را سکوت مرگبار یک انتظار در آغوش گرفته است...
...
کاش شیون مرگی، این سکوت را می شکست.
امام علی علیه السلام فرمودند:لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً.
همیشه جاهل: یا افراط گر و تجاوزکار و یا کندرو و تفریط کننده است.
(النهایه،جلد 3 ص 435)
سلام سال نو مبارک
قصد دارم مدتی به سبکی جدید بنویسم و مشتاقم یاری ام کنید.
چقدر می گفتی که:«عشق دروغ است»
خوب یادم هست
شمرده ام یک یک
...
حالا بگو
من دروغ می گفتم یا تو؟؟؟
امام رضا علیه السلام فرمودند:
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.(بحارالانوار،ج78،ص 347)
سلام این هم یک گلایه از یک ....
امشب تو را به گور می سپارم ...
ای همیشه ی تاریک
امشب تمام وعده های تو را می کشم بر این دیوار
این آخرین خط...
این آخرین نشان این پیکار
فردا ز خاطرات خوش و شبهای ماندنی
بر دل نشسته فقط حسرت شب دیدار.
ستم بر چه کسی؟
امام حسین (ع): بترس از ستم کردن بر کسی که به جز خدا یاوری ندارد.
بحار الانوار، ج 78، ص 118
هواسرد است و دل پر درد
دلم تنگ است و می دانی
که این پاییز...
که این شبهای مرگ انگیز
به دنبال خودش دارد
به روی برف دی ماهی
چه ردپایی از رفتن!!!
امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر
آن کسى که نفسش را محاسبه کند، سود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است. (بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)
دوباره انتظار
نمی دانم چرا پاییز؟
نمی دانم چرا یک شب
شبی یلدا تر از شبهای مرگ انگیز
زدند این قرعه را بر نام ما
"رفتن"
وداعی تلخ و جان فرسا
میان غربت شبهای پاییزی
میان ایستگاهی غرق سوت غربت و رفتن
...
صدای باد می پیچد
صدای سوت می گوید:
که رفتن را گریزی نیست...
...
دوباره ایستگاهی خلوت و آرام
دوباره انتظار و اشک و باد سرد پاییزی
...
به قول زنده یاد قیصر امین پور:
"پیش از آن که باخبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!"
خوشحال می شوم گلهای دیدارتان را ببویم.تقدیم به همه دوستانم
در باورت نبود!
وقتی که روزگار ما
نامهربان نبود...
وقتی که یک سکوت،
حرف من و تو بود...
وقتی که کوچه ها،
راه های دور و ماه،
شاید ستاره ها،
مال من و تو بود...
دستان مهر من،
چشمان حسرتم،
بر شانه تو بود...
گفتم که می روی،
گفتم که می روم،
...
در باورم نبود،
در باورت نبود...!
امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد .
دوستان عزیز سلام
یکی از اولین تجربه هایم را در قالب نو به شما تقدیم می کنم و منتظر نظرات ارزشمند شما خواهم بود.
حسرت دل
یک دقیقه دیرتر؟
ساعتی بیشتر از یک تاخیر؟
شب و روزی ز غروب آن سوتر؟؟؟
...
هفته ها و ماهها...
بعد از آن خاطره ها رفت و هنوز
دل من فصل خزانی است غریب
در پس صبح و غروبی دلگیر...
که پر از خواهش یک باران است
پُرِ از حسرت یک دوست
که گشاید لب خود را به سخن
چشم خود را به سکوت
دست گرمی بفشارد به سلام
قدمی بر گذر ثانیه ها....
...
سالها منتظر صبح بهارم،اما
رنگ پاییز گرفته قلبم
و چه دور است بهار
و چه تلخ است غروب...
(حدیث ) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله
از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا .
با عرض سلام و تبریک ماه مبارک رجب بر شما دوستان عزیز
پس از مدتها دوری از گذرگاه بی شمع تنهایی ،امید دارم گذری در خلوت ما داشته باشید.
دلبری بر چشم خوبان دادی و غم شد نصیب جان ما
چشمِ مستِ پر کرشمه کرده ویران جان و هم سامان ما
چون فتد زلف سیاهی بر رخ مه پاره ای از روی ناز
ابر غم تازد به جان خسته و چشمان سرگردان ما
تا دمد صبح رخش در کوی ظلمانی ما از مرحمت
دین و دل هر دو رود ترسم زدست از جان بی بنیان ما
ما نخوردیم از می وصل نگار و همچنان بر زهد خویش
تا گشاید درب میخانه ز حسرت هم رود ایمان ما
این شب هجر و غم دوری و ظلم و جور آن بی عاطفت
می رسد آخر به پایان و هم آخر بر لبان این جان ما