به قول زنده یاد قیصر امین پور:
"پیش از آن که باخبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!"
خوشحال می شوم گلهای دیدارتان را ببویم.تقدیم به همه دوستانم
در باورت نبود!
وقتی که روزگار ما
نامهربان نبود...
وقتی که یک سکوت،
حرف من و تو بود...
وقتی که کوچه ها،
راه های دور و ماه،
شاید ستاره ها،
مال من و تو بود...
دستان مهر من،
چشمان حسرتم،
بر شانه تو بود...
گفتم که می روی،
گفتم که می روم،
...
در باورم نبود،
در باورت نبود...!